السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

37

هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى)

آمدند و گفتند : چه مىشود كه نزد رسول خدا به روى و دربارهء فاطمه با او سخن بگويى ؟ من نزد آن‌حضرت رفتم . چون پيامبر مرا ديد ، خنديد و آنگاه فرمود : ابوالحسن براى چه آمده‌اى ؟ چه مىخواهى ؟ من از خويشاوندى و پيشگامى خود در اسلام نيز و از يارى و جهاد خويش در ركاب آن‌حضرت ، سخن گفتم . آن‌حضرت در پاسخ فرمود : راست گفتى و بهتر از آنى كه گفتى . گفتم : اى رسول خدا آيا فاطمه را به همسرى من مىدهى ؟ او فرمود : على ! پيش از تو نيز كسان ديگرى از او خواستگارى كرده‌اند و چون من خواستگارى آنان را با فاطمه درميان نهادم ، آثار نارضايتى در چهره‌اش نمايان شد . امّا اينك تو اينجا بمان تا من دوباره به سويت بازگردم « 1 » . پيامبر صلى الله عليه و آله به اتاق فاطمه رفت . فاطمه برخاست و رداى پيامبر را ستاند و كفشهايش را به در آورد و آب وضو براى آن‌حضرت مهيّا كرد و به دست خويش پاهايش را شُست و آنگاه بر جاى خود نشست ، پيامبر به او فرمود : اى فاطمه ؟ پاسخ داد : بلى چه فرمايشى دارى اى رسول خدا ؟ پيامبر فرمود : على بن ابى طالب كسى است كه تو به خوبى از قرابت و فضيلت و اسلام او آگاهى دارى و من نيز از خداوند خواسته‌ام كه تو را به همسرى بهترين و محبوبترين خلقش درآورد . او از تو خواستگارى كرده

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 31 .